محمد بن عبد الله بن عبيد الله بن محمود
87
تحفه خانى ( فارسى )
فن اصبع بر صفت وحدانى نمانده است و فعل مطلوب ازو باطل شده است و على هذا القياس در جميع اعضاى كه بر صفت وحدانيت است و تفرق اتصال چنانچه اعضاى ظاهرى را طارى مىشود اعضاى باطنى را نيز طارى مىشود و چون اعضاى باطنى محسوس نيست پس اگر در آن تفرق اتصال طارى شود علامتى بايد كه به آن استدلال توان كرد و اين مقام مقتضى بسط اين مبحث نيست زيرا كه تفرق اتصال در مباحث عملى بر وجه جزئيسه بحسب عضو عضو در محل خود مذكور خواهد شد و على الاجمال علامت تفرق اتصال در اعضاى باطنى وجع ثاقب تا خس اكال است خصوصا كه حمى مقصود و معدوم باشد و بسيار است كه بحصول تفرق اتصال دفعتا قذف الدم و يا سيلان دم مىشود و گاه تفرق اگر بقرب مشابه باشد موجب احتباس بول نيز هست . [ 32 ] مقاله در بيان معرفت نبض و نبض عبارت از شريان متحرك به حركت انقباضى و انبساطى است كه از حواشى قلب رسته است و محل ادراك و بازيافت آن از مواضع متعدده است زيرا كه شريان متحرك را مرور و سير و سلوك بر محال كثيره است كه در آن محل بازيافت آن مىتوان و اما آنچه عرف و عادتست در ميان اطبا متعين محل اتصال اسفل ساعد بارسغست از جانب انسى و حكمت باهره الهى در خلقت و آفرينش او رسانيدن هواى ملايم بقلب است كه مسكن روح حيوانيست و اخراج فضلات روح كه از آن روح متصرر است و حركت انقباضى افادهء وصول نسيم ملائم مىكند بقلب و حركت انبساطى مفيد اخراج فضلات دخانيست كه اگر اخراج نبايد مهلكه است فتبارك اللّه احسن الخالقين